یوفا سی ال – هر نامی که روی آن بگذاریم، دربی دلا مدونینا، دربی میلانو و یا دربی شهر میلان، شاید مهم نباشد اما بدن شک، تاریخ رقابت بین این دو تیم یک تاریخ بزرگ و با شکوه است، تاریخی به درازای تاریخ فوتبال ایتالیا.

نام «دلا مدونینا» برگرفته از یک نقطه دیدنی در شهر میلان بوده که مجسمه «مریم پاک» در آن قرار دارد و «مدونینا» در زبان ایتالیایی به معنای «مدونای کوچک» است. شاید باور نکنید که اولین تقابل این دو تیم در سال ۱۹۰۸ نه در شهر میلان، نه در کشور ایتالیا بلکه در سوئیس برگزار شد. یک آن بازی در چارچوب یک تورنمنت فوتبال بود که با برتری ۲-۱ روسونری به پایان رسید.

داستان این دو باشگاه هم شهری همان داستان تکراری انشعاب است که در بندر لیورپول رخ داد، انشعابی که در باشگاه میلان پدید آمد و عده ای که اغلب غیر ایتالیایی و برخی از آنها سوئیسی بودند، از باشگاه میلان جدا شده و باشگاه جدیدی تحت عنوان اینتر ناتزیوناله را تأسیس کردند. جالب این که خود باشگاه میلان هم توسط یک شخص انگلیسی تأسیس و کاملاً در دست انگلیسی ها بود. اینتر خیلی زود به موفقیت های مهمی رسید و میلان تا سال ۱۹۵۱ در کسب جام ناکام ماند. هواداران میلان در آن روزگار از اقشار مرفه و روشن فکر جامعه بودند در حالی که اینتر سعی می کرد که باشگاهی از نخبه ها باشد حتی اگر این نخبه ها، به زبان ایتالیایی صحبت نکنند. بر خلاف بسیاری از دربی های دنیا، هرگز دربی شهر میلان بر اساس اختلاف های سیاسی و مذهبی شکل نگرفت بلکه ذات ورزش یعنی حس رقابت و مبارزه طلبی موجب گرم شدن تنور این دربی شد.

داستان میلان و اینتر داستان ساندرو ماتزولا و جانی ریورا ملقب به پسر طلایی است، داستانی که در روزهای حاکمیت کاتناچو و از دهه ۱۹۶۰ به مراحل حساس خود رسید. وقتی میلان با نرئو روکو در اروپا فخر فروشی می کرد، اینتر در ایتالیا با هلنیو هررا آرزوهای بزرگی در سر داشت. دهه ۱۹۶۰ یکی از معدود مقاطع تاریخ بود که هر دو باشگاه میلانی به طور هم زمان در اوج بودند.

داستان جنگ و مبارزه میلانی ها فقط به جغرافیای این شهر محدود نشد و تا آزتک مکزیکو سیتی هم رسید. در فینال جام جهانی ۱۹۷۰، دو قطبی ساندرو ماتزولا و جانی ریورا نُقل مجالس بود. گویی که یک قانون نانوشته می گوید که فقط یکی از آنها می بایست درون زمین باشد، گویی که یک میلانی نباید در کنار یک اینتری قرار بگیرد.

داستان این دشمنی مسالمت آمیز به دهه های بعد هم کشید، دهه ۱۹۸۰ اوج هنرنمایی میلان بود و افتخاراتی که یکی پس از دیگری تحت رهبری آریگو ساکی به دست می آورد، قهرمانی هایی که حسرت بیشتری را بر دل اینتری ها و ماسیمو موراتی می گذاشت. هواداران اینتر پس از قهرمانی سری آ در سال ۱۹۸۹، سال ها انتظار کشیدند تا سر انجام به یک قهرمانی دیگر در سال ۲۰۰۶ دست پیدا کنند. شاید بتوان فتح «سه گانه» در سال ۲۰۱۰ را بهترین سال در تاریخ حیات باشگاه اینتر دانست.

شاید بسیاری از ما ندانیم که قبل از «کالچو پولی» در سال ۲۰۰۶، یک نمونه دیگر از رسوایی های گسترده در دهه ۱۹۸۰ میلادی موسوم به «توتونرو» گریبان فوتبال ایتالیا را گرفت و به همین دلیل، میلان به دسته پایین فرستاده شد اما اوضاع روسونری از فوریه ۱۹۸۶ و با سپردن این کشتی توفان زده به سیلیو برلوسکونی وارد مسیر دیگری گردید. اینتر نیز به طور موروثی از موراتی پدر به موراتی پسر رسید و آنها هیچ چیز برای تیم محبوبشان کم نگذاشتند. به راستی دو باشگاه شهر میلان چه قدر خوش شانس بودند که مالکانی عاشق داشتند، کسانی که به این دو باشگاه همچون یک بنگاه اقتصادی نگاه نمی کردند بلکه به معنای واقعی، ذوب در محبوب خود بودند.

بر خلاف باشگاه های همشهری در سایر نقاط دنیا که هرگز رقابتی مسالمت آمیز با یکدیگر ندارند، مردم شهر میلان چه طرفداری قرمز-مشکی باشند و چه طرفدار آبی-مشکی، همواره با یکدیگر به طور متمدنانه ای کنار می آیند. هواداران اولترای این دو باشگاه در سال ۱۹۸۳ یک بیانیه صلح و دوستی را امضاء کردند. اوج این دوستی میلانیستی ها و اینتریستی ها در دسامبر ۲۰۱۳ بروز یافت هنگامی که پلیس هواداران میلان را از آوردن بنر به داخل ورزشگاه محروم کرد و هواداران اینتر به نشانه حمایت از میلانی ها، بنرهای خود را به ورزشگاه سن سیرو نیاوردند.

هم زیستی مسالمت آمیز نه تنها بین هواداران بلکه بین رؤسای این دو باشگاه نیز وجود داشته و همواره در انتقال مستقیم بازیکن به یکدیگر، همکاری کرده اند. شما به سختی می توانید بازیکنی را بیابید که از سلتیک به رنجرز یا از اورتون به لیورپول رفته باشد اما بازیکن های زیادی در هر فصل بین دو باشگاه شهر میلان رد و بدل می شوند که آندریا پیرلو یکی از نمونه های بارز آنهاست.

شاید داستان سن سیرو هم برای شما جالب باشد. تا سال ۱۹۴۷، فقط میلان در این ورزشگاه بازی می کرد ولی مسابقات اینتر در آرنا سیویچا برگزار می شد. هواداران میلان در ضلع جنوبی این ورزشگاه موسوم به «Il Diavolo» همواره از نماد «casciavit» یا همان پیچ گوشتی خودمان استفاده می کنند که در ایتالیا، نمادی از اقشار کارگر است. بر خلاف روسونری ها، در ضلع دیگر ورزشگاه موسوم به «Curva Nord» نمادی از طبقه بورژوازی مشاهده می شود که به هواداران اینتر تعلق داشته و لقب «il Bauscia» به آنها اختصاص یافته است. از دیدگاه سیاسی مالکان این دو باشگاه یعنی موراتی و برلوسکونی، اینتر نماینده تفکر راست و میلان نماینده تفکر چپ میانه می باشند هر چند که چنین تفاوتی چندان بارز و عیان نیست.

اینتر در طول جنگ جهانی دوم که فاشیسم بر ایتالیا حاکم بود، بالاجبار پیراهن سفید با صلیب قرمز پوشید و پیش وند «آمبروزیانا» به نام این باشگاه اضافه شد زیرا حکومت فاشیستی اعتقاد داشت که هر شهر نباید بیش از یک تیم فوتبال داشته باشد!

به نقل از وبسایت نود